گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بازم ز دیده ای گل خندان چه می روی

چاکم چو گل فکنده به دامان چه می روی

سروی و جای سرو به جز جویبار نیست

از جویبار دیده گریان چه می روی

از اشک سرخ دیده ما کان لعل شد

ای سنگدل تو سوی بدخشان چه می روی

شهری خراب می شود ای مشکبو غزال

تو رونهاده سوی بیابان چه می روی

جامی فتاد چون تن بی جان ز هجر تو

تن را چنین گذاشته، ای جان چه می روی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر