گنجور

بخش ۴ - دست برداشتن به مناجات به دستیاری ارباب حاجات

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا
 

خداوندا ز هستی ساده بودیم

ز بیم نیستی آزاده بودیم

نخست از نیست ما را هست کردی

به قید آب و گل پابست کردی

ز ضعف ناتوانایی رهاندی

ز نادانی به دانایی رساندی

فرستادی به ما روشن کتابی

به امر و نهی فرمودی خطایی

میان نیک و بد تخلیط کردیم

گهی افراط و گه تفریط کردیم

ره فرمودنی ها کم سپردیم

به نافرمودنی ها پا فشردیم

تو نگذشتی ز دستور عنایت

نپوشیدی ز ما نور هدایت

بر آن نور از تو گیرم پوششی نیست

چه حاصل زان چو از ما کوششی نیست

ز ناکوشیدن خود در خروشیم

بده توفیق کوشش تا بکوشیم

چو دانا همچو نادان گشته غرق است

ز دانش تا به نادانی چه فرق است

ز دستان های نفس ناخوش آهنگ

مکن بر ما ره حسن عمل تنگ

در آن تنگی که ما باشیم و آهی

ز رحمت سوی ما بگشای راهی

ازان ره خوان سوی درگاه ما را

به ایمان بر برون همراه ما را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

یوسف و زلیخا » تصویر ۱۳ حکایت یوسف و زلیخا » تصویر ۶

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.