محتشم زاده از نخوت جاه
می خرامید ظریفانه به راه
به تبختر قدمی برمی داشت
وز تکبر علمی می افراشت
عارفی پشت دو تا در ژنده
دلی از نور الهی زنده
گفت کای تازه جوان تند مرو
پند سنجیده پیران بشنو
این روش نیست چو خوش پیش خدای
بازکش زین روش ناخوش پای
طبع او از سخن پیر آشفت
بانگ برداشت ز نادانی و گفت
کای ز گفتار تو بر من باری
می شناسی که کیم گفت آری
اولت بود یکی قطره آب
که ازان شستن ثوب است ثواب
از شکم تا به کنار آمده ای
از ره بول دو بار آمده ای
و آخرت جیفه افتاده به خاک
کرده پنهان به یکی تیره مغاک
بر تو آن پرده به فرض ار بدرند
چشم نابسته کسان کم گذرند
در میانه که سراسر خوشی است
روز و شب کار تو سرگین کشی است
تنت آراسته از گوهر و در
چون شکنبه شکم از سرگین پر
گر به خود نیست شناساوریت
لب گشادم به شناساگریت
از من این نکته فراموش مکن
مدحت مدحگران گوش مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، محتشمزاده با خودبزرگبینی و تبختر به راه میرود و از فضیلتهای علمی خود میبالد. اما عارفی که در پس درگاهی نشسته است، او را به حال خود میخواند و به او نصیحت میکند که از این روش خودبزرگبینانه دوری کند. عارف به محتشمزاده میگوید که زندگیاش غیرمعمول است و او را برای دیدن واقعیتهای خود دعوت میکند. او از این که محتشمزاده تنها به ظاهر و مقام خود میبالد، انتقاد میکند و به او یادآوری میکند که در نهایت همه در برابر خاک و فنا یکسان هستند. در پایان، عارف به محتشمزاده توصیه میکند که از تحسین مدحگویان دوری کند و به خودشناسی بپردازد.
هوش مصنوعی: محتشم زاده با خودبینی و تکبر ناشی از مقامش به طور جالب و elegante در مسیر حرکت میکرد.
هوش مصنوعی: او با حالت تکبر و خودبزرگبینی قدم برمیداشت و با دانش و علم خود دستهای از خود را بالا میبرد.
هوش مصنوعی: یک عارف در پشت دو در، با دل ساده و فرسودهای، از نور الهی سرزندگی پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ای جوان تازهنفس، عجله نکن و با دقت به حرفهای سنجیده و حکیمانهی پیران گوش کن.
هوش مصنوعی: این راه و طریق درست و مناسب نیست؛ بنابراین، از این شیوهی ناخوشایند، خود را دور کن و به خدا نزدیک شو.
هوش مصنوعی: طبیعت او تحت تاثیر سخن پیر قرار گرفت، فریاد زد از نادانیاش و واکنش نشان داد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از سخنان تو بر من بار سنگینی احساس میکنم، آیا میدانی که کیست که به این مسئله آری میگوید؟
هوش مصنوعی: ابتدا، یک قطره آب وجود دارد که با آن میتوان لباس را شست و برای این کار، اجر و ثواب زیادی دارد.
هوش مصنوعی: تو از شکم تا کناره، از راه استراحت دوبار آمدهای.
هوش مصنوعی: در آخرت، چیزی مانند کثافت در خاک افتاده و در یک چاله تاریک پنهان شده است.
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که پردهای که مانع دید است پاره شود، در این صورت دیگران به راحتی از کنار تو عبور نمیکنند، حتی وقتی چشمانت بسته باشد.
هوش مصنوعی: در حینی که دنیا پر از شادی و لذت است، تو همواره مشغول انجام کارهای سخت و دشوار هستی.
هوش مصنوعی: بدنت با زرق و برق و زیبایی آراسته است، اما باطن تو پر از کثافت و ناپاکی است.
هوش مصنوعی: اگر خودت را نمیشناسی، من به خاطر شناختی که از تو دارم، سخن میگویم.
هوش مصنوعی: این نکته را از یاد نبر که به ستایش دیگران گوش ندهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.