گنجور

بخش ۲ - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

بعد حمد حق و درود نبی

نیست پوشیده بر ذکی و غبی

که ظلال الله اند پادشهان

راحت رنجیدیدگان جهان

سایه بان ساخته ز چتر سیاه

زآفتاب حوادث اند پناه

چترشان مختصر به پیش نظر

ظلش از نور مهر شامل تر

ملک اگر جمع اگر پریشان است

اثر عدل و ظلم ایشان است

عدل ایشان کند به دانش و داد

خانه ملک را قوی بنیاد

ظلم ایشان به کین نوی و کهن

خلق را بر کند ز بیخ و ز بن

ملک کشت است و عدل ابر پر آب

ملک دادت خدا به عدل شتاب

تخم کشتی در آبیاری کوش

دارش از تشنگی و خواری گوش

کشت بی آب هیچ بر ندهد

چون شجر خشک شد ثمر ندهد

عدل چون ملک را شود معمار

هیچ چیز دگر نیاید کار

هم سپاهی ز شاه گردد شاد

هم رعیت ازو شود آباد

هم خلایق رهد ز محنت و بیم

هم خزاین شود پر از زر و سیم

دشمنان گردن نیاز نهند

شیوه انقیاد ساز دهند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام