ساعتی از عشق تو بی غم نیم
بیغم و اندوه تو یکدم نیم
صبر و دل و جان بتو دادم کنون
از همه محرومم و محرم نیم
این همه جان کنده ام از بهر وصل
هم ز غم هجر مسلم نیم
هیچ مبادم ز جهان خرمی
گر من از اندوه تو خرم نیم
سایه خود بر من بیدل فکن
کاخر ازین خاک زمین کم نیم
جور مکن بر دل من بیش ازین
گیر که من در همه عالم نیم
گفت که بوسه دهمت رایگان
نی که چنین خام طمع هم نیم
گویم مردم ز غمت گویدم
من چکنم عیسی مریم نیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق عشق و درد جدایی را بیان میکند. شاعر از زندگی بدون عشق و غمگینیاش صحبت میکند و میگوید که تمام وجودش را به خاطر وصال معشوق داده اما اکنون تنها و محروم است. او از اینکه به خاطر عشقش از همه چیز بیبهره شده، ابراز ناامیدی میکند و میخواهد که دیگر بر دلش ظلم نشود. در انتها، به نوعی ناامیدی از نجات خود در این عشق اشاره میکند و از بیتابیاش در این عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: مدتی از عشق تو را بیغم میگذرانم و حتی لحظهای بدون اندوه تو نمیتوانم سپری کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر تو صبر و جانم را فدای تو کردم، اما اکنون از همه چیز بیبهرهام و نمیتوانم به تو نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: من این همه جان کندن را برای رسیدن به وصال انجام دادم، اما به خاطر غم جدایی، در حقیقت از آن بهرمند نیستم.
هوش مصنوعی: افتخار و خوشی هیچ معنا ندارد برایم اگر از غم تو بیخبر باشم و شاد نباشم.
هوش مصنوعی: به من محبت و توجه کن، زیرا من از این دنیای خاکی چیزی ندارم و به دنبال آرامش و اطمینان هستم.
هوش مصنوعی: دیگر بر دل من فشار نیاور، زیرا من در این دنیا موجودی کوچک و تنها هستم.
هوش مصنوعی: میگوید که بوسهای که به تو میزنم رایگان نیست؛ چرا که من به سادگی به این خواستهها پاسخ نمیدهم.
هوش مصنوعی: میگویم من از غم تو مردم، او پاسخ میدهد که من چه باید بکنم، من مثل عیسی، پسر مریم نیستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر شریف و لایق و همدم نیم
از چنین ظالم ترا من کم نیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.