طره بخت را بشانه زنم
گر دمی با تو دوستگانه زنم
آنچه من دیده ام ز دست تو دوست
شاید ار خیمه بر کرانه زنم
تا کی این آستین فشاندن تو
چند من سر بر آستانه زنم
گر حکایت کنم ز آتش دل
همچو شمع از زبان زبانه زنم
هر زمان گوئیم من آن توام
دم بدم من خود این ترانه زنم
دهن تو که می بنتوان دید
بوسه بر وی بچه بهانه زنم
دلم ار نیز نام عشق برد
بسرت کش بتازیانه زنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و محبت به محبوب میگوید و به تصویرسازی احساساتش میپردازد. او از زیباییهای عشق سخن میگوید و تمایلش را برای ابراز این عشق از طریق عمل و کلام بیان میکند. شاعر حسرت و شوقش را با تصاویری از آتش دل و بوسه به تصویر میکشد و به نوعی از دردی ناشی از فاصله و جدایی حرف میزند. همچنین، او به تکرار عشقش اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه در هر لحظه به محبوبش فکر میکند.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای با تو دوستانه صحبت کنم، مانند کسی هستم که موهای شانس را شانه میزند.
هوش مصنوعی: چیزی که من از تو، ای دوست، دیدهام، ممکن است اگر خیمهای در کنار بزنم، به آن اشاره کند.
هوش مصنوعی: تا کی باید تو دست به کار شوی و من مدام در درگاه تو سر به زمین بگذارم و درخواست کنم؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از آتش دل خود بگویم، مانند شمعی خواهم بود که شعلهاش به زبان میآید.
هوش مصنوعی: هر بار که میگویم من متعلق به تو هستم، در هر لحظه، خودم این آهنگ را میسرایم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دهن تو را ببینم، اما بهانهای برای بوسیدن آن پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: اگر دلم هم نام عشق تو را بر زبان بیاورد، به خاطرش مانند تازیانهای بر سرت میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.