گنجور

 
 
طالب آملی

از ضعف غبار تن بدامن دارم

بر سطح هوای دل نشیمن دارم

یک مو حرکت در همه‌اندامم نیست

گوئی سیماب کشته در تن دارم

قدسی مشهدی

نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم

کام دو جهان، در دو جهان من دارم

گر در وطن است، اگر به غربت، چو گهر

از خویش چراغ خویش روشن دارم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه