ای دو دیده چون کنم درمان ندارد درد تو
در غم عشقت دل تنگم نباشد مرد تو
گفته بودم جان شیرین را که در کارت کنم
چون بدیدم این محقّر نیست اندر خورد تو
درد بر دردم به دل تا کی کنی از روز هجر
ای عزیز من بگو تا کی ببینم درد تو
بیش ازین از تیغ هجرانم میازار ای نگار
در جهان آخر بگو تا کیست هم آورد تو
در سرابستان چو دیدم قامتت گفتم کجاست
سرو بستان تا به جان و دل بچیند درد تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که به خاطر عشق معشوقش تحمل میکند، صحبت میکند. او احساس میکند که چشمانش قادر به درمان درد محبت نیست و دلش با غم عشق پر شده است. شاعر به معشوقش میگوید که با وجود تمام محبتها، نمیتواند او را فراموش کند و از درد جدایی رنج میبرد. او همچنان از معشوق میخواهد که مشخص کند این درد تا کی ادامه خواهد داشت و حسرتهایی که به او وارد شده را درک کند. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند و ناامیدیاش را از بیپاسخ ماندن در این عشق ابراز میکند.
هوش مصنوعی: ای چشمهایم، چگونه میتوانم به درمانی برسم؟ دردی که به خاطر عشق تو دارم، دل مرا به شدت غمزده کرده و هیچ کس جز تو نمیتواند کمکی به من کند.
هوش مصنوعی: به جان شیرینم گفته بودم که تو را در کارهای خودم قرار دهم، اما وقتی دیدم که تو به این اندازه کوچک و ناچیز نیستی که در زندگی من جای بگیری.
هوش مصنوعی: عزیز من، تا چه زمانی باید به خاطر دوری تو غمگین و نگران باشم؟ به من بگو که تا چه زمانی باید از درد تو رنج ببرم؟
هوش مصنوعی: دیگر با درد جدایی مرا آزار نده، ای محبوب. در این دنیا، بگو که تا چه زمانی کسی میتواند با تو مقابله کند.
هوش مصنوعی: وقتی در سرابستان تماشای تو را دیدم، به خود گفتم کجاست آن سرو زیبا در باغ، که به جان و دل از درد تو بهرهبرداری کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.