من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم
بهوای زخمه تو همه نالهٔ خموشم
تو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم
به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائی
دل خاکیان فروزم دل نوریان گدازم
تب و تاب فطرت ما ز نیازمندی ما
تو خدای بی نیازی نرسی بسوز و سازم
به کسی عیان نکردم ز کسی نهان نکردم
غزل آنچنان سرودم که برون فتاد رازم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از حال درونی خود و ارتباطش با زیبایی و حقیقت سخن میگوید. او خود را در حالی معرفی میکند که اگرچه خاکی و معمولی است، اما به تماشای جمالی زیبا و درخشان نظاره دارد. شاعر احساس نیاز و دردی عمیق دارد و به خدای بینیازی متوجه میشود. او به شیوایی و عشق خود به هنر و شاعری اشاره میکند و میگوید که راز دلش را نه به کسی گفته و نه از کسی پنهان کرده است. غزل او انعکاسی از عشق و دروننگری است و نشاندهندهٔ تمایل به آشکار کردن احساسات و افکارش است.
هوش مصنوعی: من اگرچه از خاک و مادّیات هستم، اما باز زندهام و با قلبی شاداب به تماشای زیباییهایی مینگرم که مانند ستارهها در دل آسمان میدرخشند.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود صدای تو، من بیصدا ناله میکنم. با این امید که شاید بتوانم از نوا و موسیقی تو الهام بگیرم و چیزی بسازم.
هوش مصنوعی: به من لطفی عطا کن تا به واسطهٔ صدایی که از دل انسانهای خاکی میشنوم، دل کسانی را که نورانی هستند، متزلزل و تحت تأثیر قرار دهم.
هوش مصنوعی: عشق و شور درون ما نتیجه نیازمندیهای ماست. تو ای خداوندی که هیچ نیازی نداری، به خاطر این احساسات ما را بسوزان و با خودت همراه کن.
هوش مصنوعی: من رازهایم را برای کسی فاش نکردم و از کسی نیز پنهان نکردم. غزل را به گونهای سرودم که رازهایم به وضوح بیرون آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.