دل بیچارهام گم شد به کوی یار میجویم
دل گمگشتهٔ خود را از آن دلدار میجویم
ز گلشنهای روحانی چنین بلبل که من دارم
قفس چون بشکند او را در آن گلزار میجویم
چو چشم او به عیاری روان و قلب میدزدد
من بیدل متاع خود از آن عیار میجویم
چو دانستم که آن عیسی پی تیمار میآید
دل آشفته خود را کنون بیمار میجویم
چنان با سوز عشق او خوشستم دل که در محشر
به جای شربت کوثر حریق نار میجویم
اگر گهگه ز بیخویشی نظر در عالم اندازم
از او آیینه میسازم در او دیدار میجویم
چنان بختی که در خوابش شهنشاهان همییابند
چو رهبر بخت بیدارش من بیدار میجویم
حسین این تاجداریها مرا کی در نظر آید
سر سودایی خود را به زیر دار میجویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دل گمشدهاش که به کوی معشوق میجوید، سخن میگوید. او به بلبل در گلشنهای روحانی تشبیه میشود که در پی شکستن قفس و یافتن گلزار است. احساس عاشقانهاش به قدری عمیق است که در محشر نیز به جای شربت کوثر، آرزوی آتش عشق را دارد. شاعر در جستجوی معشوق، با سوز دل و اشتیاق، به دنبال تجلی او در آینه است و بخت خویش را در خواب در جستجوی کشف میکند. در پایان، او از حال خود و سر سوداییاش میگوید و عمیقاً در پی بدست آوردن نظر معشوق است.
هوش مصنوعی: دل بیچارهام در عشق محبوب گم شده است و من در جستجوی دل گمشدهام از محبو ب خود هستم.
هوش مصنوعی: من با صدای دلانگیز خودم از باغهای روحانی صحبت میکنم و وقتی که قفس من شکسته شود، در آن گلزار به دنبال خودم خواهم گشت.
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه او با زیبایی و فریبندگی اش میدرخشد و قلب ها را ربوده و تسخیر میکند، من، که دلم در رنج است، به دنبال زیبایی و ارزش واقعی خود از آن جذابیت میگردم.
هوش مصنوعی: وقتی متوجه شدم که آن عیسی برای مراقبت و دلداری میآید، حال بیقرار و پریشان خود را به دنبال درمان و آرامش میگردم.
هوش مصنوعی: من آنچنان از عشق او خوشحال و شاداب هستم که در روز قیامت، به جای نوشیدن شربت کوثر، داغی آتش را میطلبم.
هوش مصنوعی: اگر گاهی از نداشتن خودم نگاهی به دنیا بیندازم، مثل آینهای میشود که در آن به جستجوی خودم میپردازم.
هوش مصنوعی: مثل بختی که شاهان نیز در خواب خود آن را مییابند، من نیز در جستجوی شانس و سرنوشت خود بیدار هستم.
هوش مصنوعی: من دیگر به تاج و مسند سلطنت فکر نمیکنم، بلکه در پی آنم که سر و دل دیوانهام را به زیر دار ببرم و آرامش پیدا کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خود مشغول میگردم که از خود یار میجویم
گهی در دل گهی در سینه افگار میجویم
دمی کو هست پیشم تا نگردد هیچکس آگه
همیگویم نشانش از در و دیوار میجویم
ببین در سر چهها دارم زهی فکر محال من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.