وصلت ندهم ز دست اگر جان بدهم
کی وصل تو را به ملک خاقان بدهم
جانا دلم آتشکده غم بادا
گر خاک درت به آب حیوان بدهم
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
وصلت ندهم ز دست اگر جان بدهم
کی وصل تو را به ملک خاقان بدهم
جانا دلم آتشکده غم بادا
گر خاک درت به آب حیوان بدهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیت نشاندهندهی شدت عشق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر بیان میکند که حتی اگر جان خود را بدهد، حاضر نیست به غیر از معشوق کسی را بپرستد یا به وصال او فکر کند. او دلی پر از درد و آتش دارد و با آرزوی نزدیک شدن به معشوق، حاضر است هر چیزی را فدای این عشق کند.
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم فدای تو کنم، هرگز اجازه نمیدهم که وصالت را به کسی دیگر بدهم، حتی اگر آن شخص پادشاه ملک باشد.
هوش مصنوعی: ای عشق، دلم پر از آتش درد و غم است؛ اگر خاک درگاهت را به آب حیات تبدیل کنم، چگونه خواهد شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر جان خواهد از بن دندان بدهم
جان خود چه بود هزار چندان بدهم
دل میخواهد تا به برِ من آید
آری شاید، دل چه بود جان بدهم
بگذار شبی که بر تو فرمان بدهم
داد دل مستمند حیران بدهم
ای جان و جهان زنده بدان می مانم
تا با تو دمی برآرم و جان بدهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.