گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟

کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟

مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیاز

که نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست

دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرس

که روز کوته او چون شب دراز تو نیست

ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهد

نیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست

بکوی عشق، هلالی، نساختی کاری

چه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام