گنجور

غزل شمارهٔ ۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟

حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟

می کنم یاد تو و میروم از حال بحال

من باین حال و نپرسی که: چه حالست ترا؟

سالها شد که خیال کمرت می بندم

هرگزم هیچ نگفتی: چه خیالست ترا؟

ای گل باغ لطافت، ز خزان ایمن باش

که هنوز اول نوروز جمالست ترا

وصف حسن تو چه گویم؟ که ز اسباب جمال

هر چه باید همه در حد کمالست ترا

نوبت کوکبه ماه منست، ای خورشید

بیش ازین جلوه مکن، وقت زوالست ترا

عمر بگذشت، هلالی، بامید دهنش

خود بگو: این چه تمنای محالست ترا؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.