گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟

دل بی تو بجان بود، تو جانان که بودی؟

این غصه مرا کشت که: غمخوار که گشتی؟

وین درد مرا سوخت که: درمان که بودی؟

با خال سیه مردم چشم که شدی باز؟

با روی چو مه شمع شبستان که بودی؟

ای دولت بیدار، بپهلوی که خفتی؟

وی بخت گریزنده، بفرمان که بودی؟

شوری بدل سوخته افتاد، بفرما:

امشب نمک سینه بریان که بودی؟

من با دل آشفته چه دانم که: تو امشب

جمعیت احوال پریشان که بودی؟

دور از تو سیه بود شب تار هلالی

ای ماه، تو خورشید درخشان که بودی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۳۹۰ » (شور) (۱۵:۰۸ - ۲۳:۰۴) نوازندگان: عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی (غزل) مطلع شعر آواز: دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام مشهور نوشته:

بهتر نیست بپهلویِ را به پهلویِ بنویسیم ؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام