گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟

ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟

جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف

آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟

ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟

هم خود بگو که: در دل ویران کیستی؟

می بینمت که: بر سر ناز و کرشمه ای

تا باز در کمین دل و جان کیستی؟

ما از غمت هلاک و تو با غیر هم نفس

بنگر کجاست درد و تو درمان کیستی؟

دور از رخ تو روز هلالی سیاه شد

تا خود تو آفتاب درخشان کیستی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام