گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای آنکه در نصیحت ما لب گشوده ای

معلوم می شود که تو عاشق نبوده ای

هر طعنه ای که بر دل آزرده کرده ای

بر زخم ما جراحت دیگر فزوده ای

گفتی: اگر دل تو ربودم بصبر کوش

صبری که بود، پیشتر از دل ربوده ای

گفتم: شنوده ام ز لبت ناسزای خویش

گفتا: سزاست هر چه از آن لب شنوده ای

ای دل وفا مجوی، که خوبان شهر را

ما آزموده ایم و تو هم آزموده ای

شادم که: بنده را سگ خود گفته ای ز لطف

ای من سگت، که بنده خود را ستوده ای

جوری، که از تو دید هلالی، بآن خوشست

آن جور نیست، بلکه ترحم نموده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام