گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم

هر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟

تو پری، یا ملکی؟ یا مه اوج فلکی؟

حیرتم سوخت، ندانم، بچه نامت گویم؟

قد برافراختی و سرو بلندت گفتم

رخ برافروز، که تا ماه تمامت گویم

کی توانم که: کنم پیش تو آغاز کلام؟

من که هرگز نتوانم که سلامت گویم

در مقامی که دم از افسر جمشید زنند

بنده از خاک کف پای غلامت گویم

پاسبان ساز بدین دولت بیدار مرا

تا غم خود همه شب با در و بامت گویم

ساقیا، جام بکف هوش هلالی بردی

یارب! از جام لبت یا لب جامت گویم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام