گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خرم آن روز کزین محنت و غم باز رهم

بمراد دل ازین درد و الم باز رهم

رفت مجنون و ازین داغ جگر سوز برست

می روم تا من دلسوخته هم باز رهم

نیست امکان خلاصی ز تو در ملک وجود

مگر از قید تو در کوی عدم باز رهم

از تو بر من ستم و جور خلاف کرمست

کرمی کن، که ازین جور و ستم باز رهم

جان ز غم سوخت، هلالی، قدح باده کجاست؟

تا ازین سوز درون یک دو سه دم باز رهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور