گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم

هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم

دانم که: چرا خون مرا زود نریزی

خواهی که بجان کندن بسیار بمیرم

من طاقت نادیدن روی تو ندارم

مپسند که در حسرت دیدار بمیرم

خورشید حیاتم بلب بام رسیدست

آن به که در آن سایه دیوار بمیرم

گفتی که: ز رشک تو هلا کند رقیبان

من نیز برآنم که ازین عار بمیرم

چون یار بسر وقت من افتاد، هلالی

وقتست اگر در قدم یار بمیرم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی نوشته:

این شعر را با صدای زیبای «مقدس نبی‌یوا»، خواننده شهیر تاجیکستان بشنوید:
youtu.be/xRBq-hRgzSk

👆☹

کتابخانهٔ گنجور