گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم

تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم

مرا عقوبت هجر تو بهتر از همه شادیست

تو راحت دگران شو، که من برای عذابم

بدیگران منشین و بجان من مزن آتش

مرا مسوز، که من خود بر آتش تو کبابم

اگر برای هلاک منست ناز و عتابت

بیا و قتل کن ایدون، که مستحق عتابم

سؤال بوسه نمودم، ولی تو لب نگشودی

سخن بعرض رسید و در انتظار جوابم

بگرد روی تو پروانه ام، که شمع مرادی

اگر تو روی بتابی، من از تو روی نتابم

بقدر خاک ره از من کسی حساب نگیرد

بکوی دوست، هلالی، ببین که: در چه حسابم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام