گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده ام!

چنان که هجر تو میخواست، آنچنان شده ام

تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن

که در هوای توام، گر بر آسمان شده ام

بگفتگوی تو افسانه گشته ام همه جا

بجستجوی تو آواره جهان شده ام

خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر

که من بکوی کسی خاک آستان شده ام

چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟

بتنگنای لحد مشت استخوان شده ام

دلم ز شادی عالم گرفته است ولی

غمی که از تو رسیده است شادمان شده ام

از آن شده است، هلالی، دلم شکاف شکاف

که ناوک غم و اندوه را نشان شده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام