گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خوبرویان، چون بشوخی قصد مرغ دل کنند

اولش سازند صید و آخرش بسمل کنند

یارب، این سنگین دلان را شیوه رحمی بده

تا مراد عاشق بیچاره را حاصل کنند

چون تو سروی برنخیزد، گر چه در باغ بهشت

خاک آدم را بآب زندگانی گل کنند

پیش ما بر روی جانان پرده می دارد رقیب

کاشکی آن پرده را بر روی او حایل کنند

فتنه است آن چشم و او را خواب مستی لایقست

مردم بد مست را آن به که لایعقل کنند

گر بعمری گوید از من با رقیبان یک سخن

صد سخن گویند و از یاد منش غافل کنند

آن مه، از روی کرم، سوی هلالی مایلست

آه! اگر اغیار سوی دیگرش مایل کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام