گنجور

 
هلالی جغتایی

تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟

کاشکی جانب ما هم نظری اندازد

آه از آن خنجر مژگان، که بهر چشم زدن

چاکها در دل خونین جگری اندازد

بخت بد گر نرساند خبر وصل ترا

باری از مرگ رقیبان خبری اندازد

ای خوش آن عاشق پر ذوق، که از غایت شوق

دست در گردن زرین کمری اندازد

سر گرانست هلالی، قدح باده بیار

تا شود مست و بپای تو سری اندازد

 
 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه
شمارهٔ ۱۱۰ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم