گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

هر چند که بر زمانه فرمان من است

فرمان تو بر تن و دل و جان من است

سلطان منم و عشق تو سلطان من است

من زان تو ام همه جهان زان من است

باباافضل کاشانی

من آن گهرم که عقل کل کان من است

و این هر دو جهان، دو رکن از ارکان من است

کونین و مکان و ماوراء زنده به اوست

من جان جهانم، نه جهان جان من است

مجد همگر

جای غمت این دل پریشان من است

گنج هوست سینه ویران من است

از اول بیت قلب کن حرفی پنج

کآن نادره نام خوش جانان من است

اسیری لاهیجی

خورشید رخ تو ماه تابان من است

لعل لب تو چشمه حیوان من است

چون ظلمت و نور عکس زلف و رخ تست

کفر دو جهان همیشه ایمان من است

حزین لاهیجی

افسانهٔ عشق، راز پنهان من است

صد چاک چو جیب گل، گریبان من است

زاهد، ره اسلام مداری بگذار

دین را به بتان باختن ایمان من است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه