گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

هرکاو رخ تو بدید حیران ماند

وز لعل لب تو لب به دندان ماند

وانکس که سرِ زلفِ پریشانِ تو دید

کافر باشد اگر مسلمان ماند

شاه نعمت‌الله ولی

گر زان که گدا نماند آن سلطان ماند

ور کفر نماند نزد ما ایمان ماند

این خواجه به نزد ما همین است ، همان

هر چیز که این نماند باقی آن ماند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه