گنجور

 
حزین لاهیجی

شنیدم فریدون با فر و هوش

نیاسود چشمش، شب از درد گوش

به خاصان چنین گفت در بامداد

که امشب سزای مرا، گوش داد

همانا که نالیده باشد ز درد

ضعیفیّ و نشنیده این خفته مرد

چو غفلت ز مظلوم ورزید گوش

مرا دوش این درد، مالیدگوش