گنجور

بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیا

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » مثنویات » خرابات
 

یکی طفل نادان ز خیره سری

به کف داشت جوزی به لُعبت گری

سبک طفل دیگر ز دستش ربود

چو سنجید، در باور وی نبود

به این جوز طفل دنی دوست است

که مغزی ندارد همین پوست است

خصومت کنان بر سر جوز پوچ

ازین کهنه ویرانه کردند کوچ

همان جوز پوچ است دنیای دون

که جویند وی را به مکر و فسون

بگویید با کودکان دنی

به آدم نمی زببد اهریمنی

به این جوز بی مغز بستید دل

خجل از خود و از خدا منفعل

شما کودکان را به سر هوش نیست

خصومت سگالی برین پوست چیست؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن