گنجور

 
حزین لاهیجی

جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را

بود با کعبه ربطی در میان بتخانه ما را

اسیر جذبهٔ شمعی ست جان مضطرب حالم

کمند شعله در گردن بود، پروانه ما را

نمک در دیده ساید، شور عشق از خواب شیرینش

اگر راحت پرستی، بشنود افسانهٔ ما را