گنجور

شمارهٔ ۲۲۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام
 

دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد

چو آن شبنم که درگلزار، برگلهای تر غلتد

نه پای رفتن و نی دست دامنگیریش دارم

درین بی دست و پایی ها، مگر اشکم به سر غلتد

درین بزم آن قدر از خود، ز خودکامی طمع دارم

کزین پهلو سپند من، به پهلوی دگر غلتد

سرت گردم، مکن منع از تپیدن، نیم بسمل را

رسد عاشق به آرامی، چو در خون جگر غلتد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی