گنجور

 
حزین لاهیجی
 

شود چون جوهر آیینه پیدا، تار می‌افتد

نگردد روشناس آن کس که جوهردار می‌افتد

کند یغما نگاه ناتوان او توانایی

به بستر بوی گل، زان نرگس بیمار می‌افتد