گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام
 

مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید

شراری از لب آتش فشان من برون آید

زبان آتشین خواهد گزید، از شرمساری ها

به دعوی، شمع اگر با استخوان من برون آید

کلامش خون و بویش درد و رنگش لاله گون باشد

گلی کز وادی اشک روان من برون آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان