گنجور

 
حزین لاهیجی
 

چهره نما که در چمن، شور هزار گل کند

طرّه گشا که در خزان، بوی بهار گل کند

سپند آتش خویشم، کسی دوا چه کند؟

به بی قراری من صبر بی نوا چه کند؟

حزین سوخته دل، می دهد به حسرت جان

زمانه عهد شکن، یار بی وفا چه کند؟