گنجور

شمارهٔ ۸۷۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی

خوش بود بادهٔ خورشید لقا، ای ساقی

دردسر می کشی از نالهٔ مخمور، چرا؟

می توان بست به جامی، لب ما ای ساقی

به در میکده، از خشکی زهد آمده ایم

نشود تر نشود دامن ما ای ساقی

باطن پاک بزرگان همه جا یارت باد

به خم باده سپردیم تو را ای ساقی

ابر احسان تو دریا دل و ما سوخته جان

شرم بادت ز لب تشنهٔ ما، ای ساقی

گر چه با ابر کفت، دم زدن ما بیجاست

جام اگر می دهیم، هست به جا ای ساقی

عمرها شد که ز خونین جگران است حزین

به اسیران وفا، چند جفا ای ساقی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور