زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
از طایر مراد مباد آشیان تهی
رشک محبتم نگذارد نفس کشم
دل از حدیث شوق پر است و زبان تهی
ترسم رَوَد زِ یاد تو یکباره نام ما
ازکین ما مکن دل نامهربان تهی
خوش ظاهرند زاهد بی مغز و جوزِ پوچ
بیرون پر از فریب، ولیکن میان تهی
ساقی بیا به یک دو سبو دست ما بگیر
داریم ساغری، چو کف عاشقان تهی
نی را نوا نماند و جرس را صدا گرفت
ما را نشد ز ناله حزین ، استخوان تهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات عاطفی و احساسات عاشقانه پرداخته است. شاعر از غم و درد عشق سخن میگوید و اینکه چقدر دلش از خاطر عشق پر است اما زبانش از بیان آن ناتوان است. او از ترس فراموشی و جدایی میگوید و به زهد ظاهری و پوچ برخی افراد اشاره میکند که در باطن تهیاند. همچنین، شاعر به دعوت ساقی برای نوشیدن شراب اشاره میکند، تا شاید کمی از رنج خود بکاهد. در نهایت، او از بیصدایی و نداشتن توان در بیان دردهایش سخن میگوید. به طور کلی، شعر به جنبههای عمیق عشق و احساس تنهایی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: از آن نوری که در چشمانم میدرخشد، مژههایم از اشکهای خونین پر شدهاند. ای کاش آرزوهایم بیسرپناه نمانند.
هوش مصنوعی: محبت من به قدری شدید است که حتی نمیتوانم نفس بکشم. دلم پر از روایتهای شوق است، اما زبانم یارای بیان آنها را ندارد.
هوش مصنوعی: میترسم که ناگهان نام ما از خاطرت برود، پس نسبت به کینه ما بیمحبت نباش.
هوش مصنوعی: زاهدان بیخود به ظاهر زیبا هستند و مانند گردوهای توخالی میمانند؛ از بیرون زیبا و فریبنده، اما درونشان خالی و بدون Substance است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و با یک یا دو کاسه (سبو) دست ما را بگیر. ما ساغری داریم که از دل عاشقان تهی است.
هوش مصنوعی: صدای نی دیگر به گوش نمیرسد و جرس به صدا در آمده است. اما نالهی ما اثری نداشته و به دل ما تاثیری نمیگذارد و حالت بیحالی و نقصان را در ما به وجود آورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.