گنجور

شمارهٔ ۸۲۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی

ترسم که رخش بینی و دیدن نتوانی

سخت است گرفتاری و آوارگی ای دل

وحشت نگذاری و رمیدن نتونی

بسمل شدی از هجر و به جایی نرسیدی

از ضعف چنانی که تپیدن نتوانی

در دام غم ای مرغ پر و بال شکسته

آرام نداری و پریدن نتوانی

بی پرده گرفتم ز درت یار در آمد

ای دیدهٔ حیرت زده دیدن نتوانی

محروم نیی گرچه حزین از می وصلش

لب بر لب جامی و چشیدن نتوانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن