گنجور

شمارهٔ ۸۱۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری

همه جا ریزه ی دل ریخته پا نگذاری

می کند جلوه بی بود حباب آگاهت

تا درین آب وهوا طرح بنا نگذاری

چون کمان شد قدت، از تیر سبکروتر باش

قامت خم شده بر دوش عصا نگذاری

دیده ات خواب فراغت نتواند دیدن

تا سر خویش به بالین رضا نگذاری

می دهد آمدنت مژدهٔ از خود رفتن

آنقدر باش که ما را تو به ما نگذاری

غم عشق آنچه بد از سینهٔ ما بیرون کرد

تهمت دل به من بی سر و پا نگذاری

نشود محرم خاک قدم پیر مغان

سر،که بر خشت در میکده ها نگذاری

طاقت سینهٔ گرم تو نداریم حزین

دعوی خویش به دیوان جزا نگذاری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان