گنجور

شمارهٔ ۸۰۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته

سودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته

برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یک

پرواز بالم ریخته، برق آشیانم سوخته

چون شمع سودای کسی، می سوزد آتش در سرم

نام محبت برده ام، کام و زبانم سوخته

اشک دمادم از نظر، بارم، به خون ز آن غرقه ام

دریای آتش در جگر دارم، از آنم سوخته

نقص عیار من حزین نبود اگر افغان کنم

در بوتهٔ هجران او تاب و توانم سوخته



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام