نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
سودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته
برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یک
پرواز بالم ریخته، برق آشیانم سوخته
چون شمع سودای کسی، می سوزد آتش در سرم
نام محبت برده ام، کام و زبانم سوخته
اشک دمادم از نظر، بارم، به خون ز آن غرقه ام
دریای آتش در جگر دارم، از آنم سوخته
نقص عیار من حزین نبود اگر افغان کنم
در بوتهٔ هجران او تاب و توانم سوخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از نسرین بری گلگون قبا به توصیف درد و رنج ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از سوختن جان و دلش در پی عشق صحبت میکند و بیان میکند که به خاطر محبت و جدایی، همواره در حال اشک ریختن و عذاب کشیدن است. او به احساس سردرگمی و فقدان هویت ناشی از دوری معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که زندگیاش تحت تأثیر این عشق نابود شده است. در نهایت، شاعر اظهار میکند که بدون حضور عشق، وجودش بیمعنا و ناکافی است.
هوش مصنوعی: نسرین با رنگ گل و لباس زیبا از جلوه و زیباییاش دل من را سوزانده و عشق و آرزوی موهای مشکیاش باعث شده تا من در حالتی از زیان و درد باشم.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم سفری به سرزمین خود انجام دهم و هیچ امیدی برای بازگشت ندارم. بال و پر من از بین رفته است و امیدم به محل زندگیام نیز بر باد رفته است.
هوش مصنوعی: شما به خاطر عشق یک نفر مانند شمع در حال سوختن هستید و آتش اشتیاق در وجودتان شعلهور است. احساسات عمیق عاشقانهتان باعث شده که هم از لذتهای زندگی محروم شوید و هم خودتان را در آتش عشق بسوزانید.
هوش مصنوعی: هر لحظه اشک از چشمانم سرازیر است و به خاطر دردی که دارم، مانند دریاهایی از آتش درونم شعلهور است. به همین خاطر، در آتش عاطفی میسوزم.
هوش مصنوعی: اگرچه من نقصی در خود دارم که باعث ناراحتیام میشود، اما اگر بخواهم در دوری او فریاد بزنم، دیگر هیچ قدرت و انرژی برای این کار ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.