گنجور

شمارهٔ ۷۹۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو

از بیخودی به شکرم وز روزگار هر دو

گر پرده سنج عشقی، بگشای گوش و بشنو

گویند یک اناالحق، منصور و دار هر دو

جرم نکرده ما، تا کی عتاب دارد؟

یکسو کنیم اکنون، ماییم و یار هر دو

از سرکشی نکردی، یکبار رنجه ما را

تا شد سفید چشمم در انتظار هر دو

آمد ز طرف کوبت، صبح ازل نسیمی

بوی تو را گرفتیم، ما و بهار هر دو

کشتی شکستگانیم در ورطه ای که دارد

طوفان بی قراری، بحر و کنار هر دو

زینسان که از تغافل گوش گل است سنگین

یک پرده می سراید زاغ و هزار هر دو

از زلف یار دیگر،کی عقده می گشاید؟

دست و دلی که رفته، ما را ز کار هر دو

آگه حزین بیدل از حال حسن و عشق است

دارند بلبل و گل، یک خارخار هر دو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر