جانا میاموز، فارغ نشستن
باید دلی را از غمزه خستن
بگذار ربزد آزادی اش خون
صیدی که آموخت از دام جستن
در وادی عشق گام نخست است
از جان گذشتن، از جسم رستن
چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ است
آلودگان را، زنار بستن
در راه عشقت کار حزین است
از خویش رفتن بیخود نشستن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اهمیت یادگیری عشق و رهایی از غمها اشاره میکند. او میگوید که باید دل را از نگرانیها آزاد کرد و از بندهای دنیا رها شد. عشق اولین گام در این مسیر است و باید از خود گذشت تا به حقیقت عشق دست یافت. در این راه، وابستگی به دنیا و متعلقات آن ننگین است و انسان باید به دنبال خویش رفتن و خود را از دستیابی به عشق حقیقی آزاد کند.
هوش مصنوعی: عزیز من، یاد بگیر که باید با دل شاد و بدون نگرانی زندگی کنی و از محبت و عشق استفاده کنی تا از غم و اندوه دور بمانی.
هوش مصنوعی: اجازه بده آزادی، همانند خون طرزی، به شکار نشان دهد که چگونه از تله فرار کند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، اولین قدم این است که از جان خود بگذری و از قید جسم رها شوی.
هوش مصنوعی: وقتی که تسبیح را در دست میگیرم، چگونه میتوانم این کار را بکنم؟ چون برای آلودگان، بستن زنار ننگ است.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، کار غمانگیزی است که باید از خود گذشته و بیاختیار در ناکجاآبادی به سر برد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.