گنجور

شمارهٔ ۷۴۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کوتاه ماند دست تمنّا در آستین

داریم گریه بی تو چو مینا در آستین

تا صبح حشر پرده نشین است همچنان

از شرم ساعدت، ید بیضا در آستین

ثابت نمی شود به تو خون شهید عشق

خنجر به دست داری و حاشا در آستین

منّت خدای را که درین خشک سال دهر

دارد کفم ز آبله، دریا در آستین

روشن چراغ مسجد و میخانه از من است

در دست سبحه دارم و مینا در آستین

تا داده اند خرقهٔ تقوا ز مشربم

بوده ست شیشه در بغلم یا در آستین

دارند عالمی چو حزین نیازمند

در راه تیغ ناز تو جانها در آستین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.