گنجور

شمارهٔ ۷۱۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم

شکایت تا سر مژگان رسید و بازگرداندم

به دل نگذاشت پا را از غرور حسن و من دل را

بر آوردم به گرد آن سراپا ناز گرداندم

نهانی شب به کویش رفته بودم ناله ای سر زد

سگش نزدیک شد بشناسدم آواز گرداندم

رقیب ار محترم شد، خواری من عزتی دارد

کزو تیغ نگاه آن شکارانداز گرداندم

قلم فرسود و عمر آخر شد و ما را سخن باقی

بسی انجام این غمنامه را آغاز گرداندم

خمش کردم لب و از خامه ام می آید آوازی

به دل بسیار می زد، نغمهٔ این ساز گرداندم

حزین این بوستان را از خس و خار کهن خالی

به برق ناله های آشیان پرداز گرداندم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور