گنجور

شمارهٔ ۶۸۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم

تا رسد آفتاب من، گرم عتاب بر سرم

پیر مغان اشارتم کرد به غسل توبه ای

ریخت حریف میکده، جام شراب بر سرم

بارد اگر از آسمان برق بلا به راه تو

پا نکشم، که شد یکی آتش و آب بر سرم

ساقی سنگدل مرا چند بهانه می دهی؟

بادهٔ ناب در کفت، شور شراب بر سرم

وا رهد از کف اجل، جان فسردهٔ حزین

تیغ کرشمه ای رسد، گر به شتاب بر سرم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر