گنجور

شمارهٔ ۶۷۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم

دل بیمار خود را بر کدامین بستر اندازم؟

جهان افسرده شد از عشق خون آشام، اشارت کن

که این دل مردگان را در رگ جان نشتر اندازم

کف خاکستر تفسیده ام در کار محشر کن

که دوزخ در بهشت و العطش در کوثر اندازم

دل نامهربانت کینهٔ عاشق چرا دارد؟

اگر رسم وفا عیب است از عالم براندازم

قدح پیمای من، داری اگر ذوق کباب دل

بفرما تا به داغ دوستی بر اخگر اندازم

غبار دل بود، تا کی، کهن ویرانهٔ دنیا؟

بگو تا کار عالم را به مژگان تر اندازم

بساط عشق بازان گرمی هنگامه می خواهد

تو چوگان کن کمند زلف را تا من سراندازم

حزین از عشق دارم در رگ جان گرمی خونی

که در شمشیر قاتل پیچ و تاب جوهر اندازم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط