گنجور

 
حزین لاهیجی
 

کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟

من بیشتر از هستم و از نیست کم آیم

درکعبه گر از پرده در آید صنم ما

بی رخصت بتخانه به طوف حرم آیم

در عشق چه سازم، که نصیحت ندهد سود

تاکی به نبرد دل ثابت قدم آیم؟

گر پرده گشاید شبی افسانهٔ زلفش

از کعبه سیه مست، به بیت الصّنم آیم

از عهدهٔ شکر تو زبان کی بدر آید؟

یک ره به غلط گر به زبان قلم آیم

آموختهٔ داغ توام بس که چو لاله

آتشکده بر دوش، به باغ ارم آیم

خواهی که بسنجی به جهان قدر حزین را

از جمله جهان بیشم و از خویش کم آیم