از خاک آستانت تا دیده دور دارم
جان بی قرار دارم، دل بی حضور دارم
افسانهٔ لب توست، رازی که می سرایم
پیغامی از زبانت، چون نخل طور دارم
تو مهر دل فروزی، من ماه جان گدازم
تا در مقابلی تو، در دیده نور دارم
چل سال شدکه پایم در خارزار گیتی ست
در دل غبار کلفت، زین راه دور دارم
افشاند ساقی عشق، ته جرعه ای به خاکم
دل غرق شوق دارم، سر، مست شور دارم
رفتی و در تب و تاب، انداختی حزین را
بازآ که در فراقت، دل ناصبور دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر دلتنگی و عاشقانهای برای معشوق است. شاعر از جدایی و دوری صحبت میکند و نشان میدهد که با وجود فاصله، عشق و اشتیاقش به معشوق همچنان زنده است. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و از سالها درد و رنجی که در این راه کشیده، یاد میکند. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که بازگردد، زیرا دلش پر از شوق و انتظار است.
هوش مصنوعی: از خاک زیر پای تو تا دورترین نقطهای که میبینم، احساس بیقراری در درونم دارم و دلم در نزدیکی تو حضور ندارد.
هوش مصنوعی: واقعیت این است که زیبایی و جذابیت لبان تو مانند یک افسانه است. راز و رمزی که در دل دارم، پیامی است که از طریق تو به من منتقل میشود، و من این پیام را به نیکی بیان میکنم. احساس میکنم که این ارتباط، به قدری عمیق و معنوی است که به دل کوه طور میماند.
هوش مصنوعی: تو روشنی بخش دلها هستی و من همانند ماهی هستم که جانم در آتش عشق تو میسوزد. تنها به خاطر توست که در چشمانم نور وجود دارد.
هوش مصنوعی: چهل سال است که در دشت پرخار زندگی میکنم و در دل این گرد و غبار سنگین، از این راه دور عبور میکنم.
هوش مصنوعی: ساقی عشق، کمی از شراب را بر زمین میریزد و من در دل احساس شوق و هیجان زیادی دارم. سرم از شادی و شور پر شده است.
هوش مصنوعی: تو رفتی و در حسرت و آشفتگی، من را به حال خود رها کردی. اکنون برگرد که من در دوریات، دل نگران و بیصبر دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.