گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۶۲۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم

نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم

ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذری

گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم

گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسم

که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم

اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در ده

به مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم

رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟

درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم

تو را تا دیده ام گلشن به چشمم خار می آید

توانم دیده از گل بست، زان رخسار نتوانم

به راه او دل و دستم حزین از کار می ماند

درین مستی پریشان کردن دستار نتوانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط