زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را
ز لعلت، مهر خاموشی به لب، سوسن زبانها را
بهار عارضت هر گوشه، صد بیخانمان دارد
زدند آتش ز شوقت، عندلیبان آشیانها را
نه در کنعان نه در بازار مصرت میتوان دیدن
بیابان گرد حیرت کرده شوقت، کاروانها را
ندارد مطربی حاجت، سماع ما سبکباران
به شور آرد نسیم آشنایی، نیستانها را
اگر داری دل سختی، محبت نرم میسازد
نهنگ عشق دردم میگدازد استخوانها را
به کویت جذبهٔ شوق مرا، رهبر نمیباید
برافکن پرده از عارض، یقین گردان گمانها را
نهنگ عشق، دردم میگدازد استخوانها را
شتابم در فلاخن مینهد، سنگ نشانها را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف عشق و شوق پرداخته است. شاعر با بیان حسرت و درد ناشی از عشق، زیباییهای عاطفی را به تصویر میکشد. او به آتش عشق و تأثیر آن بر وجود انسان اشاره میکند و به شدت هوای معشوق را حس میکند. در این شعر، مفهوم عاشق و معشوق، و همچنین آثار عمیق عشق بر روح و جسم انسان مطرح شده است. شاعر از شوقی سرشار سخن میگوید که همچون نهنگ، دردها و سختیها را در اعماق وجود به آتش میکشد. احساسات عمیق عشق و نیاز به محبوب به زیبایی و هنرمندی در کلماتش جاری شده است.
هوش مصنوعی: ای کاش که درد و رنج تو، مانند شعلهای در دل وجودم باشد، و زیبایی گلستانها را با رنگ لعل تو در سکوتی شیرین بشناسم، در حالی که سوسنها نیز به زبان میآیند.
هوش مصنوعی: بهار زیبایی چهرهات در هر گوشه، دلهای زیادی را بیخانمان کرده است. عشق تو چنان شعلهای افروخته که بلبلان، لانههای خود را رها کردهاند.
هوش مصنوعی: در هیچ کجای دنیا، نه در سرزمین کنعان و نه در بازار مصر، نمیتوان به تماشای کاروانهایی که سرگردان و حیرتزدهاند، پرداخت.
هوش مصنوعی: مطرب لازم ندارد تا ما را به شنیدن وادارد، نسیم آشنایی خود به تنهایی میتواند دل را شاد کند و نیستانها را پر شور نماید.
هوش مصنوعی: اگر قلبی سخت و بیرحم داری، عشق میتواند آن را نرم کند و دردهایت را تسکین بخشد و به عمق وجودت نفوذ کند.
هوش مصنوعی: عشق و علاقهام به تو آنقدر زیاد است که نیازی به راهنما ندارم. تنها کافی است که زیباییهایت را بگویی تا همه شک و تردیدها از بین بروند.
هوش مصنوعی: عشق به شدت و عمق احساساتم را تحت فشار قرار میدهد و به گونهای مرا میسوزاند که درد را تا استخوانهایم حس میکنم. همچنین، شتابی که در این احساسات دارم، سنگینی نشانههای عاطفی را بر دوشم میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نسیم صبح از تاراج گلزار که میآید؟
که مرغان کاسهٔ دریوزه کردند آشیانها را
درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
که همدوشیست با ریگ روان سنگ نشانها را
چه دل بندد دل آگاه بر معمورهٔ امکان
که فرصت گردش چشمیست دور آسمانها را
ز موج بحر کمسامانی عالم تماشا کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.