گنجور

شمارهٔ ۶۱۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم

در دامن مطرب، سر و دستار فشاندم

بنیاد هوس ریخت، ز پا کوفتن دل

بر هر دو جهان دست به یکبار فشاندم

فیض کرم ابر سیه کاسه چه باشد؟

مژگان تر خویش به گلزار فشاندم

تا از مژه خالی نبود مائدهٔ خون

مشت نمکی بر دل افگار فشاندم

شرمندهٔ کس نیستم از کلک چو نیسان

یکسان گهر خود به گل و خار فشاندم

از فیض، تهی بود کنار گل و نسرین

دامان نقاب تو به گلزار فشاندم

از حوصلهٔ دل قدری بیشتر آمد

خونابه اشکی که به ناچار فشاندم

جبریل به این مرگ نمرده ست که جان را

پروانه صفت در قدم یار فشاندم

کردم به چمن یاد بهار خط سبزت

در بستر نسرین و سمن خار فشاندم

ازشکوه غرض مرحمت یار، حزین نیست

گردیست که از خاطر افگار فشاندم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify