گنجور

شمارهٔ ۶۱۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

حاجت اگر بری، در دولتسراست دل

محرم اگر شوی، حرم کبریاست دل

فتح دل شکسته میسر شود تو را

در عرصهٔ دو کون، مظفر لواست دل

تا زخمهای سینه بدوزم، دماغ کو؟

تا داغ عشق را بشمارم کجاست دل؟

کو آن زبان که جور تو را آورد سپاس؟

آمد میسر از ستم ات هر چه خواست دل

برگ سمن حجاب ز شبنم نمی کند

ای گل، به پاک دیدگی ما گواست دل

سودای عشق مایه ی نقصان نمی دهد

افزود بر بضاعت اشک، آنچه کاست دل

مست سماع معنی بیگانه ام حزین

تا با زبان خامه مرا آشناست دل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور